شعر سپید
مرا در رنگهای مرده خاک کنید
جایی که خورشید، جراتِ عبور از بوم را ندارد
جایی که خورشید، جراتِ عبور از بوم را ندارد
خاک در رنگهای مرده
شعر سپید
سکوتِ تو، ضخیمترین لایه اکریلیک است
که بر چهرهام کشیدهای
که بر چهرهام کشیدهای
سکوتِ تو
شعر سپید
کلمات را میچکانم
تا شاید این قابِ خالی، نامِ تو را به یاد آورد
تا شاید این قابِ خالی، نامِ تو را به یاد آورد
قابِ خالی
شعر سپید
سه پرده دارم در این تنهایِ یک
واژه و رنگ و آهنگ
واژه و رنگ و آهنگ
سه پرده در یک
غزل
نیمهکاره ماندهام
میانِ واژه و رنگ
میانِ واژه و رنگ
نیمهکاره
قطعه
تمامِ شعرِ من، یک نقاشیِ ناتمام است
تمامِ نقاشیِ من، یک شعرِ خاموش
تمامِ نقاشیِ من، یک شعرِ خاموش